معنی سلاب
13 بازدید
[ سِ ] (ع اِ) جامهٔ ماتم. ج، سلب. (ناظم الاطباء) (غیاث). جامهٔ سوگ. (مهذب الاسماء). || (معرب، اِ) مخفف اسطرلاب و این لفظ اگر چه یونانی است اما چون این تخفیف را اهل فرس کرده اند مذکور شد. (رشیدی): بگفت این و سلاب برداشت زود. اسدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر