معنی سقوطر
7 بازدید
[ سَ طَ ] (اِخ) نام جزیره ای است نزدیک به سواحل چهل فرسنگ در چهل فرسنگ که صبر خوب از آنجا آورند و صبر سقوطری منسوب بدانجا است و اهل آن جزیره ساحر و بی دین اند و اصل ایشان از یونان بوده و سکندر ایشان را بجهت ساختن صبر بدین جزیره آورده و سحر ایشان به مرتبه ای است که اگر با شخصی خصمی داشته باشند اگر آن شخص حاضر شد فبها و الا صورت و شکل او را بخاطر آورند و قدحی پرآب در پیش خود نهند و شروع به سحر کنند تا آن زمان که نقطهٔ خون در میان قدح آب پیدا شود و بعد از زمانی قدح پر از دل و جگر و شش گردد و آن شخص در حال بمیرد و شکم او را بشکافند جگر در شکمش نباشد. (برهان) (آنندراج). نام جزیره ای که صبر آنجا خوب باشد. (غیاث): تا بتلخی نبود شهد شهی همچو نهنگ تا بخوشی نبود صبر سقوطر چو شکر. فرخی. رجوع به سقوطری شود.[ سَ طَ ] (اِ) گیاهی است که صبر از آن حاصل میشود. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سقوطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر