معنی سقناق
8 بازدید
[ سَ ] (اِ) استحکامات : قلعهٔ محمد حسن خان بعد از انقضای مجلس تحویل برسم تاخت و عزم چپاول بر سر جماعت طوالش رفته چون این طایفه را مکانهای محکم و سقناقهای مستحکم بود... (تاریخ غفاری). دلاوران خراسان و عراق و فارس که هریک در مکان و سکنا و سقناق خود با یکدیگر در مقام نفاق... (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه). و زمانی نگذشت که جمعیت آنها بچندین هزار نفر رسید و سقناق و معقل آن قوم ملا ذهر جنس و نوع از مردم طاغی باغی گردید. (التدوین).[ سَ ] (اِخ) قصبه ای است که بر کنار جیحون نجد است. (از تاریخ جهانگشای ج ۱ ص ۶۷). واقع در ۲۴فرسخی اترار. (تاریخ مغول ص ۳۳).
کلمات همقافیه با «سقناق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر