معنی سقمونیا
6 بازدید
[ سَ ] (معرب، اِ) یونانی «اسکامونیا» و «اسکامونیا» لاتینی «اسکامونیا» انگلیسی «اسکامونی»«فرهنگ لاتینی کاسل»، فرانسوی «اسکامونه». (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). به لغت یونانی دوایی است که محموده میگویند و آن عصاره ای باشد بغایت تلخ و مسهل صفرا بود. (برهان) (آنندراج). محموده. (فرهنگ فارسی معین). عصارهٔ درختی است مایل به سبزی و زردی تلخ مزه. (غیاث). محموده و آن عصارهٔ نباتی است که بیخ آن را قطع نموده از خاک خالی کرده برگها فرش کند تا از اندرون رطوبت لبنی بر برگ ها جمع شده و خشک شود و آن را به اسم نباتش خوانند. ضرر آن معده و احشاء سائر مسهلات است. مصلح آن مصطکی و کتیرا و انیسون و روغن بادام و زنجبیل و فلفل و دیگر عطریات است. (منتهی الارب). سقمونیا یا محموده گیاهی است از تیرهٔ پیچکها که دمبرگهای دراز دارد و دانه های آن مسهلی قوی است. (گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۴۱): جستی بسی ز بهر تن جاهل سقمونیا و تربد و افسنتین.ناصرخسرو. مگو شهد و شیرین شکر فائق است کسیرا که سقمونیا لایق است.سعدی. آنکه سقمونیاش باید داد گرش افیون دهی بقای تو باد.اوحدی. رجوع به تحفهٔ حکیم مؤمن و فهرست مخزن الادویه و الفاظ الادویه شود.[ سُ ] (معرب، اِ) صابون است به لغت یونانی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سقمونیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر