معنی سقطه
6 بازدید
[ سُ طَ ] (ع اِ) پاره ای که از چیزی بیفتد. || پارهٔ ابر. (غیاث) (آنندراج): تا بپوشاند جهان را نقطه ای مهر گردد منکسف از سقطه ای.مولوی. || چیزی که ساقط شود. (آنندراج) (غیاث).[ سَ طَ ] (ع مص) لغزیدن و افتادن. (غیاث) (آنندراج). شکوخیدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سقطه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طه» برای سرودن شعر