معنی سقطری
8 بازدید
[ سِ طِ ری ی ] (ع ص) نقاد دانا. (منتهی الارب) (آنندراج).[ سُ قُ را ] (اِخ) جزیره ای است به دریای هند بر چپ کسی که از بلاد زنگ آید و عامه آن را سقوطره گویند. صبر و دم الاخوین از آنجا آید. (منتهی الارب) (آنندراج). جزیره بزرگی است در آن چندین شهر و قریه است... کسی که به بلاد زنگ رود از آنجا بگذرد... بیشتر اهالی این مکان عرب نصرانی است از آنجا صبر و دم الاخوین آرند. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سقطری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر