معنی سقراق
5 بازدید
[ سَ ] (ترکی، اِ) سَغْراق. کاسه و کوزهٔ لوله دار باشد که در آن آب و شراب خورند و آن ترکی است همچنین سقرلاط و سقلاطون و سقسین پارسی نیستند. (آنندراج). کاسه و کوزهٔ لوله دار باشد. گویند ترکی است. (برهان): و مفسران در او خلاف کردند بعضی گفتند شکل سقراقی بود که او بدان آب خوردی. (تفسیر ابوالفتوح). خشخشة و از یخ؟ باحور در سقراق نو خوشتر از بغداد و مافیها و قد سبق البیان. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان).
کلمات همقافیه با «سقراق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر