معنی سقایة

معنی سقایة

7 بازدید
[ سَ قْ قا یَ ] (ع ص) سَقّاءة. زن آب دهنده. (آنندراج). مؤنث سقاء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مثل است: اِسْقِ رَقاشِ فانها سقایة، دربارهٔ احسان کننده گویند که شایستهٔ احسان کردن است. (منتهی الارب).
[ سِ یَ ] (ع اِ) پیمانهٔ آب و ظرفی که در آن آب خورند. (از غیاث). ظرفی که بدان آب خورند. (از آنندراج). مشربه که به وی آب خورند. (مجمل اللغة) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). || پیمانه. (از آنندراج) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). آوندی که بدان آب دهند. || پیمانهٔ شراب و نبیذ انگور که قریش در جاهلیت حاجیان را می خورانیدند. (آنندراج) (منتهی الارب). || (مص) سبیل کردن آب بر حاجیان. (آنندراج). || (اِ) آنچه بنا نهند برای آب. (اقرب الموارد). آنکه در مساجد خزانه آب میباشد باید که آنرا سقایه گویند و اینکه مردم سَقاوَه گویند خطا باشد. جای آب. (آنندراج) (غیاث). جای آب. (از مهذب الاسماء). جای آب خوردن. (منتهی الارب). - سقایةالحاج؛ حاجیان را آشامیدنی دادن و آنچه قریش حاجیان را می دادند از مویز منبوذ و در حدیث است: کل مآثر الجاهلیة تحت قدمی الا سقایة الحاج و سدانة البیت. (ذیل اقرب الموارد، از لسان العرب): بدفع غم که سه پیمانه میدهی پی هم مسلم است بساقی کنون سقایهٔ حاج. زکی ندیم (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سقایة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید