معنی سقاقلوس
5 بازدید
[ سَ ] (معرب، اِ) به لغت یونانی موت عضو و بطلان حس باشد. (آنندراج) (برهان). ورمی است که عضو را فاسد کند و حس آن عضو ببرد. (بحر الجواهر). رجوع به شقاقلوس شود.
کلمات همقافیه با «سقاقلوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر