معنی سقاة
4 بازدید
[ سُ ] (ع اِ) جِ ساقی. آب دهنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (دهار): و خنیاگران و سقاة بترتیب ایستاده. (جهانگشای جوینی). رجوع به سقات شود.
کلمات همقافیه با «سقاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر