معنی سفیدمهره
9 بازدید
[ سَ / سِ مُ رَ / رِ ] (اِ مرکب) خرمهرهٔ کلان که بهندی سنگهه گویند. (غیاث). مهره ای است که بدان کاغذ و جامه را مهره زنند و دقاقی کنند و بوغ حمام نیز میسازند و این از جمله حیوانات صدفی است و نوع کبیر آن است. (از آنندراج) (انجمن آرا). گوش ماهی. ودع. (بحر الجواهر). || بوغ حمام. یکی از ذوات النفخ : همه سوار شدند و سلاح درپوشیدند و فیلان را بیاراستند و طبل و کوس بوق و صنج بزدند و سفیدمهره را باد دردمیدند. (اسکندرنامه نسخه خطی سعید نفیسی). و فیلان و لشکر را بیاراستند و کوس و سفیدمهره بزدند. (اسکندرنامه نسخهٔ خطی سعید نفیسی).
کلمات همقافیه با «سفیدمهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر