معنی سفیددار
7 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ مرکب) سپیدار. سفیدار: درخت سفیددار هرچند برگ و ساق و شاخ آن بهم ماننده است لیکن انواع بسیار دارد. (فلاحت نامه). رجوع به سپیدار و سفیدار شود.[ سِ ] (اِخ) دهی از دهستان پیوه ژن بخش فریمان شهرستان مشهد، دارای ۱۴۶ تن سکنه و آب آن از قنات است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «سفیددار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر