معنی سفیدتاک
9 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ مرکب) سپیدتاک و آن نباتی باشد که خسرودارو گویندش و با میوهٔ آن پوست را دباغت دهند و به عربی کرمةالبیضاء خوانند. (برهان) (آنندراج). مؤلف برهان که این کلمه را مرادف با «خسرودارو» نیز آورده و آن اشتباه است زیرا «خسرودارو» ( کسری دارو) همان خولنجان است و ارتباطی با سپیدتاک (هزارجشان) ندارد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «سفیدتاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر