معنی سفک
6 بازدید
[ سَ ] (ع مص) خون ریختن و اشک ریختن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). ریختن خون و اشک را. (از منتهی الارب) (غیاث) (آنندراج). || بسیار کردن سخن را. (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سفک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فک» برای سرودن شعر