معنی سفول
9 بازدید
[ سُ ] (ع مص) پست شدن. (دهار). پست و فرود شدن. || پیر گردیدن. (منتهی الارب). || بزیر فروشدن. (آنندراج) (غیاث) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ۱۵۸). از اعلا به نشیب آمدن. فرو شدن. || کم قدر شدن. (منتهی الارب). || (اِمص) پستی. (آنندراج) (غیاث) (منتهی الارب): خویشتن را مسخ کردن زین سفول زان وجودی که بد آن رشک عقول.مولوی. می بیاموزد مرا وصف رسول بر علوّم می رساند زین سفول.مولوی. || (ص) پست : ره گرفت و رفت از پیش رسول اوفتاد اندر چه آن زشت سفول.مولوی.
کلمات همقافیه با «سفول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر