معنی سفساف
7 بازدید
[ سَ ] (ع ص، اِ) بلایه و هیچکاره از هر چیزی. (آنندراج) (منتهی الارب): سلطان جلال الدین این معنی فرمود که یلدرجی را از حضیض ضیعت به اوج رفعت و از پایهٔ سفساف بدرجهٔ ذروهٔ استراحت رسانیدم. (جهانگشای جوینی). || کار حقیر. (آنندراج) (مهذب الاسماء): ان اللََّه یحب معالی الامور و یبغض سفسافها. (آنندراج) (منتهی الارب). || غبار آرد که وقت بیختن بلند شود از غربال. || موی روی. || خاک نرم تنک. (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سفساف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر