معنی سفره

معنی سفره

4 بازدید
[ سُ رَ / رِ ] (اِ) گنابادی «سفره»گیلکی «سوفره»؛ پارچه گسترده که بر آن خوردنی و نوشیدنی نهند، دستارخوان. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). دستارخوان. (آنندراج) (دهار): بگسترده بر سفره بر نان نرم یکی گور بریان بیاورد گرم.فردوسی. شام ار دهد بمن دهدم خجلت هم نقمتست سفرهٔ ناهارش. ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص ۲۰۸). شمشیر تو خوانی نهد از بهر دد و دام کز کاسهٔ سر کاسه بود سفرهٔ خوان را. انوری. بر سفره هرآنکه خورد حلوا چون سفره شود رسن بگردن.مجیر بیلقانی. بسفر سفره گزین خونچه مخواه مرد خوان باش غم خانه مخور.خاقانی. از چشم زیبق آرم و در گوش ریزمش تا نشنوم ز سفرهٔ دونان صلای نان.خاقانی. تا که سفرهٔ روی او پنهان شود تا نگین حلقهٔ خوبان شود.مولوی. ادیم زمین سفرهٔ عام اوست.سعدی. گر نباشد بدعوتی سفره میشود او دراز خوان هموار.نظام قاری. هرچه بر سفره و خوان تو نهند هرچه در کام و دهان تو نهند.جامی. - امثال: باز فلان سفره اش را باز کرد. جان پدر تو سفرهٔ بی نان ندیده ای. سفره اش همیشه پهن است. سفره رنگین کن است. سفرهٔ نیفتاده بوی مشک میدهد. سفرهٔ نیفتاده یک عیب دارد، سفرهٔ افتاده هزار عیب. فلان باز سفره اش را گشود. نان خود را بر سر سفرهٔ مردم مخور. هیچ سفره یک نانه نباشد. || طعام مسافر. (دهار) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). || توشه دان و توشه دان مسافر. (منتهی الارب).
[ سَ فَ رَ ] (ع اِ) نویسندگان. جِ سافر است. (منتهی الارب) (آنندراج). || فرشتگان که اعمال بندگان را نگاهدارند. (منتهی الارب) (آنندراج). || مقعد که مخرج غائط است. (غیاث)(آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سفره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید