معنی سفته‌گوش

معنی سفته‌گوش

7 بازدید
[ سُ تَ / تِ ] (ص مرکب) شخصی را گویند که گوش او سوراخ باشد. (برهان): من آن سفته گوشم که خاقان چین ز ناسفتگان کرده بودم گزین.نظامی. || کنایه از فرمان بردار و قبول کننده و مطیع و تابع و غلام. (برهان). غلام و کنیز و مطیع. (غیاث). غلام که حلقه بگوش نیز گویند. (رشیدی). کنایه از مطلق محکوم و مطیع و اکثر اطلاق آن بر کنیز و غلام کنند. (آنندراج): روز و شب سالکان راه تواند سفته گوشان بارگاه تواند.نظامی. دو شخص ایمنند از تو کائی بجوش یکی نرم گردن یکی سفته گوش. نظامی (شرفنامه ص ۶۳). من همان سفته گوش حلقه کشم با خود از چین و با تو از حبشم.نظامی. سفته گوشی چو در ناسفته در فروشی بهای جان گفته.نظامی. || (اِ مرکب) گوشِ سوراخ کرده. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «سفته‌گوش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید