معنی سفتن

معنی سفتن

18 بازدید
[ سُ تَ ] (مص) پهلوی «سوفتن»کردی «سونتین» (سوراخ کردن) قیاس کنید، فارسی «سمب» وجه اشتقاق کلمه را (از اوستا) که هرن در اشتقاق اللغة نقل کرده هوبشمان مردود میداند. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). سوراخ کردن و سوراخ شدن. (برهان). سوراخ کردن. (از آنندراج). سوراخ کردن مهره و مروارید و جز آن : بسفتند خرطوم پیلان به تیر ز خون شد در و دشت چون آبگیر. فردوسی. بپیوست گویا پراکنده را بسفت این چنین درآگنده را.فردوسی. باده ای دید بدان جام درافتاده که بن جام همی سفت چو سنباده. منوچهری. چه میخواهند از این بیهوده گفتن چه میجویند از این خرمهره سفتن. ناصرخسرو. یک چوبه تیر در کمان نهاد و بینداخت آن چهار سپر را بسفت و گذاره کرد. (اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی). خدای تعالی مرغی را بفرستاد تا آن کوه را بسفت و در گردن عوج افتاد. (مجمل التواریخ). کی توان گفت سر عشق بعقل کی توان سفت سنگ خاره بخار.سنایی. دوش ملایک بجست حاشیهٔ حکم او گوش خلایق بسفت حلقهٔ فرمان او. خاقانی. هر نسفته دری دری می سفت هر ترانه ترانه ای میگفت.نظامی. از این در گونه گونه در همی سفت سخن چندانکه میدانست میگفت.نظامی. مراد خسرو از شیرین کناری بود و آغوشی محبت کار فرهاد است و کوه بیستون سفتن. سعدی. و به عمر تلف کرده تأسف میخوردم و سنگ سراچهٔ دل را به الماس آب دیده می سفتم. (گلستان سعدی). کسی کو میتواند لعل و در سفت چرا ریزد برون خرمهره درگفت. امیرخسرو دهلوی. || عبور کردن. گذشتن : بزد بر کمرگاه مرد سوار نسفت آهن از آهن آبدار.فردوسی. || تراویدن و تراوش. (برهان). تراویدن. (رشیدی).

کلمات هم‌قافیه با «سفتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید