معنی سفاح
6 بازدید
[ سِ ] (ع مص) زنا کردن. (غیاث) (آنندراج) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). با کسی زنا کردن. (المصادر زوزنی): چنانکه اگر بعضی از آن اقوال و تقریر جاری مجری بازی و مزاح میشود و نازل منزل هزل و سفاح میگردد. (ترجمهٔ تاریخ محاسن اصفهان).[ سَ فْ فا ] (ع ص) مرد بسیارعطا و فصیح و قادر بر سخن. (غیاث) (آنندراج) (منتهی الارب). آنکه قادر باشد بر سخن گفتن. (مهذب الاسماء). || خونریز. (غیاث اللغات) (آنندراج) (منتهی الارب). خونریزنده. سفاک. (مهذب الاسماء).[ سَ فْ فا ] (اِخ) رجوع به عبداللََّه بن محمدبن علی بن عبداللََّه بن عباس شود.
کلمات همقافیه با «سفاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر