معنی سغسغة
5 بازدید
[ سَ سَ غَ ] (ع مص) جنباندن چیزی را در جای آن. (منتهی الارب) (آنندراج). || پنهان کردن چیزی. (از اقرب الموارد). پنهان کردن چیزی در خاک. (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی). || غلطانیدن. (منتهی الارب). || روغن را بر روی طعام کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). نیک چرب کردن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). || نیک تر کردن سر را بروغن و مالیدن تا فروخورد. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سغسغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر