معنی سعیط
6 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) دُردی می. (اقرب الموارد) (آنندراج) (مهذب الاسماء). || بوی خوش از می و از هر چیزی. || بوی تند. || درخت بان. || روغن خردل و تندی بوی خردل و حدت آن. (از اقرب الموارد) (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سعیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر