معنی سعید طائی
7 بازدید
[ سَ ] (اِخ) حکیم... جامع کمالات و صاحب احوالات پسندیده بود. در سخنگویی پایهٔ عالی داشته. محمد عوفی او را توصیف کرده و اشعارش را در کتاب خود آورده او را معاصر سلاطین و آل سلجوق دانسته. او راست: غم مخور ای بخرد این جهان بنماند هرچه تو بینی خود آنچنان بنماند راحت و شادیش پایدار نباشد گریه و زاریش جاودان بنماند. (از مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۲۴۸). حکیم الکامل ملقب بزین الشعراء و در شمارهٔ شعرای دوره سلجوق آورده است. رجوع به تاریخ ادبیات صفا صص ۶۹۴ -۶۹۵ شود.
کلمات همقافیه با «سعید طائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر