معنی سعوم
7 بازدید
[ سَ ] (ع ص) ناقة سعوم؛ شتر مادهٔ رونده برفتار سعم. (منتهی الارب) (آنندراج). اشتر زودرو. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «سعوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر