معنی سعود

معنی سعود

7 بازدید
[ سُ ] (ع مص) همایون شدن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). || (اِخ) منزل بیست و چهارم از منازل قمر و آن سه ستاره است خورد و بر دنبال جدی. (آنندراج). ده کوکب است: سعد بلع. سعدالاخبیه. سعدالذابح. سعدالسعود. سعد ناشزه. سعدالملک. سعدالبهائم. سعدالهمام. سعدالبارع. سعد مسطر. و شش ستاره اخیر از منازل قمر نباشند. (یادداشت مؤلف).
[ سُ ] (ع ص، اِ) جِ سعد. (منتهی الارب). فرخندگی. سعادت : مسعود تاجداری و هر روز بامداد بر تاج تو سعود کواکب نثار باد.مسعودسعد. و ایام نحوس به اوقات سعود بدل گردد. (سندبادنامه ص ۸۴). || ستارگان باسعادت مثل زهره و مشتری و قمر. (آنندراج): با علو سپهر بادت امر با سعود زمانه بادت راز.مسعودسعد. هفت رخشان مه آبان بهم آیند چه باک که سعود از مه آبان بخراسان یابم.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «سعود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید