معنی سعن
6 بازدید
[ سَ ] (ع اِ) پیه. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || شراب خالص بدون آغشتگی. (اقرب الموارد).[ سُ ] (ع اِ) خیک و مشک که نصف آن تراشیده باشد و در آن نبیذ سازند و گاهی از آن آب پاشی کنند مانند دلو و گاهی زنان در آن رشته و پنبه نهند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || آب دستان. (منتهی الارب) (آنندراج). || قدح بزرگ که در آن شیر دوشند. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سعن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عن» برای سرودن شعر