معنی سعسعة
5 بازدید
[ سَ سَ عَ ] (ع مص) خواندن یا راندن بز بلفظ سع سع. || لرزیدن بدن از پیری. || پیری و سپری شدن زندگانی. || به آخر رسیدن شب یا تاریکی آوردن آن و آن مقلوب عسعسه است. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سعسعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر