معنی سعد ذابح
7 بازدید
[ سَ دِ بِ ] (اِخ) منزل بیست و دوم از منازل قمر و آن دو ستاره است که میان آنها دوری بقدر یک ذراع و بطرف یکی از آنها کوکبی خورد است که آن را میخواهد ذبح کند. (غیاث) (آنندراج). نام منزلها از منازل ماه. (مهذب الاسماء): استاده سعد ذابح و مریخ زیردست حلق حمل بریده بدان تیغ احمرش.خاقانی. سعد ذابح بهر قربان تیغ مریخ آخته جرم کیوانش چو سنگ مکی افسان دیده اند. خاقانی. ذابح ز خطر دهان گرفته سعد اخبیه را عنان گرفته.نظامی.
کلمات همقافیه با «سعد ذابح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بح» برای سرودن شعر