معنی سعدین
6 بازدید
[ سَ دَ ] (اِخ) زهره و مشتری. (غیاث) (شرفنامه منیری): تا ملک را قران سعدین است بخت با دولت تو مقرون باد.مسعودسعد. شاه بهرام شه آن شاه که گفتش سعدین هر قرانی که کنم آن ز برای تو بود. سیدحسن غزنوی. سعد ملک آن محترم صدری که سعدین فلک پیشکارانند و او بر پیشکاران پیشگاه.سوزنی. پروانه چرخ اخضرش پرواز نسرین از فرش پرواز سعدین بر سرش چندانکه پروا داشته.خاقانی.
کلمات همقافیه با «سعدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر