معنی سعدی

معنی سعدی

5 بازدید
[ سُ دا ] (ع ص) مؤنث اسعد. (منتهی الارب).
[ سَ ] (اِخ) مشرف الدین مصلح بن عبداللََّه سعدی شیرازی، نویسنده و گویندهٔ <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۳۶۵۷۰۱>...بزرگ قرن هفتم. وی در شیراز به کسب علم پرداخت و سپس به بغداد رفت و در مدرسهٔ نظامیه به تعلم مشغول گشت. سعدی سفرهای بسیار کرد و در زمان سلطان اتابک ابوبکربن سعدبن زنگی (۶۲۳ -۶۶۸ هـ .ق.) به شیراز بازگشت و به تصنیف سعدی نامه یا بوستان (سال ۶۵۵) و گلستان (سال ۶۵۶) پرداخت. علاوه بر اینها قصاید و غزلیات و قطعات و ترجیع بند و رباعیات و مقالات و قصاید عربی دارد که همه را در کلیات وی جمع کرده اند. وفات وی بین سالهای ۶۹۱ و ۶۹۴ هـ .ق. در شیراز اتفاق افتاد و آرامگاه جدید او در اردیبهشت ماه ۱۳۳۱ هـ .ش. برپا شده است. امتیاز بزرگ سعدی در غزل عاشقانه و مثنوی اخلاقی و نثر فنی بسبک مقامه نگاری است. رجوع کنید به تاریخ ادبیات رضازادهٔ شفق صص ۲۶۳ -۲۷۹. بحث در باب سعدی شاعر، هانری ماسه. از سعدی تا جامی (ترجمهٔ تاریخ ادبیات ادوارد براون ج ۳) (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). و رجوع به لباب الالباب و سبک شناسی بهار ج ۱ و ۲ و ۳ شود.
[ سَ ] (اِخ) میرعلیشیر نویسد: مولانا سعدی مشهدی بوده و به کاسه گری منسوب و این مطلع از اوست: ز بهر قطع هستی حیله از صدجای انگیزم مگر یک لحظه با آن دلبر خودرای آمیزم. و در مطلع دو قافیه رعایت کرده و بیت دوم این مطلع را امیرعلیشیر پسند فرموده و آن بیت این است: شبی بنشین و چندانی شراب بی حسابم ده که نتوانم که تا روز حساب از جای برخیزم. مولانا در هری وفات فرموده. (مجالس النفایس ص ۲۱۶ -۲۱۷).
[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان یکانات بخش مرکزی شهرستان مرند. دارای ۶۱۹ تن سکنه و آب آن از چشمه و قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان عباسی بخش بستان آباد شهرستان تبریز. دارای ۲۳۰ تن سکنه و آب از چشمه و محصول آن غلات میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ سَ ] (اِخ) قصبه ای از دهستان آبشار بخش شادگان شهرستان خرمشهر. دارای ۱۰۱۰ تن سکنه و آب آن از رودخانه جراحی است. محصول: غلات، برنج و خرما است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سَ ] (اِخ) ده بزرگی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز. در سه هزارگزی شمال خاور شیراز. هوای آن معتدل و دارای ۲۰۰۸ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، انگور، سبزیجات و شغل اهالی زراعت است. دبستان دارد و مقبرهٔ سعدی نزدیک قریه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «سعدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید