معنی سعایت
7 بازدید
[ سِ یَ ] (ع مص) سعایة: طرفه آنکه افاضل و مردمان هنرمند از سعایت و سطبر ایشان در رنجند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۱۵). ابوالحسن بن سیمجور عزل خویش از امارت خویش بسعایت او نسبت کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || خراج و باج گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج). || پاره ای از بهای خود دادن مکاتب بجهت آزادی. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سعایت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر