معنی سعادت

معنی سعادت

7 بازدید
[ سَ دَ ] (ع اِمص) سعادة: حسودانت را داده بهرام نحس ترا بهره کرده سعادت زواش.اورمزدی. از درگه شهنشه مسعود با سعادت زیبا به پادشاهی دانا به شهریاری. منوچهری. گفتم [ ابونصر مشکان ] سعادت بنده آن است که پیش خدمت خداوند باشد. (تاریخ بیهقی). سعادت با این یار است. (تاریخ بیهقی). که کیمیای سعادت در این جهان سخن است بزرگمهر چنین گفته بوده با کسری. ناصرخسرو. تا دور چرخ بر تو سعادت کند همی از دور چرخ بر تو سعادت نثار باد. مسعودسعد. اگر بی هنران خدمت اسلاف را وسیلت سعادت سازند خلل به کارها راه یابد. (کلیله و دمنه). و کدام سعادت از این بزرگتر. (کلیله و دمنه). مردم از مشتری و زهرهٔ چرخ خود سعادت چرا طمع آرد.انوری. بدل اسیر هوای تو گشت خاقانی اگر بجان بجهد هم سعادت مرد است. خاقانی. بخت که سیارهٔ سعادت شاه است یوسف تازه مگر که از سفر آورد.خاقانی. با حصول ارادت و شمول سعادت روی بغزنه نهاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). و همچنین نجم سعادتش در ترقی بود تا به اوج ارادت برسید. (گلستان چ یوسفی ص ۷۱). - سعادت سنج؛ سنجندهٔ سعادت. اندازه گیرندهٔ سعادت : کمان را استخوان بر گنج کرده ترازو را سعادت سنج کرده.نظامی. هیچ دانی که چند بردم رنج تا ز رویت شدم سعادت سنج. امیرخسرو (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سعادت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید