معنی سعات
7 بازدید
[ سُ ] (ع اِ) سعاة. جِ ساعی : امیر ارغون خود به اردوی پادشاه جهان رسید و در مقدمهٔ جماعتی از نمامان و سعات آنجا بودند. (جهانگشای جوینی). رجوع به ساعی شود.
کلمات همقافیه با «سعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر