معنی سطوع
7 بازدید
[ سُ ] (ع مص) بلند شدن. (غیاث) (آنندراج). بالا رفتن و منتشر کردن. (اقرب الموارد). برآمدن و بلند گردیدن. (منتهی الارب). || دمیدن بوی و صبح. (المصادر زوزنی) (اقرب الموارد). دمیدن بوی. (دهار). || برآمدن برق و نور. (اقرب الموارد). || برخاستن گرد. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «سطوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر