معنی سطوح
6 بازدید
[ سُ ] (ع اِ) جِ سطح : نه طول است او را نه عرض و نه عمق نه اندر سطوح و نه در انتهاست. ناصرخسرو. و سطوح او را بگچ و مهره مصقل گردانیدند. (سندبادنامه ص ۶۴). رجوع به سطح شود.
کلمات همقافیه با «سطوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر