معنی سطو
6 بازدید
[ سَ طْوْ ] (ع مص) حمله کردن یا مغلوب نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). حمله بردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || سخت گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج). گرفتن بعنف. (تاج المصادر بیهقی). گرفتن بعنف و یُعدی بالباء. (المصادر زوزنی). || گام فراخ نهادن اسب. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «سطو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طو» برای سرودن شعر