معنی سر و خشت
6 بازدید
[ سَ رُ خِ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) در جایی و محلی گفته میشود که شخصی را سخنی گویند یا از روی مهربانی نصیحتی نمایند او نشنود. (برهان) (آنندراج). غایت اعراض و دماغ خشکی بود در محلی که به کسی سخن کنند یا از روی مهربانی نصیحت نمایند و او نشنود. (رشیدی): سر تسلیم من و خشت در میکده ها مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت. حافظ. و در شعر فوق کنایت از این است که چون فهم سخن نکنی، خشت بر سرت باد. خاک بر سرت.
کلمات همقافیه با «سر و خشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر