معنی سر دواندن
4 بازدید
[ سَ دَ دَ ] (مص مرکب) با کسی امروز و فردا کردن. به تأخیر انداختن. به دفع الوقت با او گذرانیدن. سر گردانیدن. با وعدهٔ دروغ کسی را معطل کردن.
کلمات همقافیه با «سر دواندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر