معنی سرینگاه
5 بازدید
[ سُ ] (اِ مرکب) نشستنگاه هرکسی. (ناظم الاطباء). نشستنگاه. (رشیدی) (برهان) (آنندراج). || تخت پادشاهان خصوصا. (برهان).
کلمات همقافیه با «سرینگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر