معنی سرگینکش
8 بازدید
[ سِ کَ / کِ ] (نف مرکب) زبال. (ربنجنی). زباله کش : سهل کاری است امیرالشعرایی بودن لیکن از میرهٔ باسهل نه سرگین کش میر. سوزنی. || (اِ مرکب) جُعَل. گوگال.
کلمات همقافیه با «سرگینکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر