معنی سرگم گشتن
7 بازدید
[ سَ گُ گَ تَ ] (مص مرکب) بیراه شدن. حیران گشتن : ای رشتهٔ حکمت تو سرگم گشته در خانهٔ جهل آمده در گم گشته از خانه بدر میای تا برناید آواز منادیان که خر گم گشته.سوزنی.
کلمات همقافیه با «سرگم گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر