معنی سرکانه
5 بازدید
[ سَ نَ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های بخش پاپی خرم آباد. محدود است از شمال به دهستان گریت، از جنوب به دهستان لیریائی، از خاور به دهستان گازهٔ بخش دورود و از باختر به دهستان کشور. از ۱۲ آبادی تشکیل گردیده. جمعیت آن در حدود ۵۸۰۰ تن است. قراء مهم آن عبارت از سپیددشت و مونک است. ساکنین از طوایف پاپی میباشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان سرکانهٔ بخش پاپی شهرستان خرم آباد. مرکز دهستان دارای ۸۰۰ تن سکنه است. آب آن از سراب جلدان. محصول آن غلات، حبوبات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. دارای ۳۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه ها. محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «سرکانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر