معنی سرچین
6 بازدید
[ سَ ] (ن مف مرکب) خلاصه و برگزیده. (آنندراج). زبده و برگزیده و دست چین. (غیاث): هر یکی صدهزار قصهٔ بکر گل سرچین کلک غنچهٔ فکر. زلالی (از آنندراج). بسکه دارد در پریشانی نزاکت کاکلش هر کجا آشفتگی را دید سرچین میکند. مفید بلخی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرچین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر