معنی سرپا شدن
6 بازدید
[ سَ شُ دَ ] (مص مرکب) اندک به حال آمدن از بیماری و قوت رفتاری و دست و پای حرکت بهم رساندن، چنانکه گویند اندکی سرپا شده ام. (آنندراج). || ایستادن.
کلمات همقافیه با «سرپا شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر