معنی واژه سرپائی
2 بازدید
[ سَ ] (ص نسبی، اِ مرکب) جماع و مباشرت. || فاحشه که به تشخیص وجه برای یک جماع آرند. (آنندراج). || بیمار سرپائی؛ بیماری که با مراجعه به بیمارستان دارو میگیرد و نیازی به خوابیدن ندارد. مقابل بیمار بستری. || خادمهٔ غیر آشپز. خادمه ای که اطاقدار و آشپز و صندوقدار و انباردار نیست و فقط هر کار که پیش آید کند. مقابل آشپز. (یادداشت مؤلف).