معنی واژه سروب
5 بازدید
[ سَ ] (هزوارش، اِ) هزوارش «سروبا»، پهلوی «سخون»، سخن (یونکر ص ۱۰۰). در رسم الخط پهلوی «سروا» هم خوانده می شود. رجوع کنید به سروا. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). به لغت زند و پازند بمعنی سخن باشد و بعربی کلام گویند. (برهان) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج).[ سُ ] (ع مص) بیرون شدن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). بیرون شدن و بیرون آمدن. (المصادر زوزنی). رفتن. (دهار). بیرون رفتن. (ترجمان القرآن). بر یک جهت رفتن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || متوجه چریدن شدن. (منتهی الارب) (از آنندراج).