معنی واژه سرواله
6 بازدید
[ سِ رْ لَ ] (معرب، اِ) پایجامه : دایم الحیض عجوزی است که سروالهٔ او تا به نیفه چو دل کینه ورش پرخون است. شرف الدین شفایی (از آنندراج). رجوع به مادهٔ قبل شود.[ سُ رْ لَ / لِ ] (اِ) علفی بود که بر سر آن خارهای تیز باشد و همینکه به جامه فرورفت جدا کردن آن بسیار دشوار است. (برهان) (رشیدی) (آنندراج).