معنی سرنشین
7 بازدید
[ سَ نِ ] (نف مرکب، اِ مرکب) شخصی که در سفر بالای استر یا شتر نشیند اعم از اینکه مرد باشد یا زن. (آنندراج). مسافری که بر بالای بار ستور یا ارابه نشیند. مسافری که بر ستوری اجیر یا کشتی یا راه آهن و اتومبیل کرایه و امثال آن باشد. (یادداشت مؤلف): در گلشنی که حسن تو محمل سوار شد گل سرنشین قافلهٔ نوبهار شد. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر