معنی سرنای
8 بازدید
[ سُ ] (اِ) نای رومی است که سرنا باشد. (برهان). و این مخفف سورنای است، چه سور بمعنی شادی است. (غیاث اللغات). نای که در جشن و سور نوازند، در اصل سورنای بوده. (رشیدی). صفاره. یراع. (مفاتیح العلوم). یراعه. موسیقار. (زمخشری): من چفته چنگ و گم شده سرنای چون رباب خالی خزینه از درم و کاسه از طعام. خاقانی. عاشق میدان و اسب و پای نه عاشق رمز و لب و سرنای نه.مولوی. رجوع به سرنا شود.
کلمات همقافیه با «سرنای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر