معنی سرمهٔ مست
8 بازدید
[ سُ مَ / مِ یِ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سرمه که به شوخی و رعنایی در چشم کشند. (غیاث) (آنندراج): سرمهٔ مست به خون خواری چشمت افزود چون سیه مست شود ترک بلا می افتد. محمدسعید اشرف (از آنندراج). || چشم : همچو کیفیت صحت نبود نشأهٔ می کرده بیهوش چنین سرمهٔ مست تو مرا. ملا طاهر وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرمهٔ مست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر